بخش اول
مقدمه ای بر
عکاسی طبیعت (مبتدی)
![]()

عکاس : محمد رضا مظفری - اصفهان
همانگونه که در مقدمه صفحه عکاسی گفتم، موضوع عکاسی در طبیعت، ابزار و هنر خاص خود را نیاز دارد. من بطور کلی شرایط و پارامتر های عکاسی طبیعت و فضای آزاد رو در چند بخش تعبیر می کنم.
بخش اول: دوربین
بخش دوم: نور سنجی و تنظیمات
بخش سوم: کادر بندی
بخش چهارم: سوژه یابی
بخش پنجم: بازی با ابزار
در بخش اول، دوربین مهمترین عامل برای رسیدن به بخش پنجم است. بطور کلی می شه گفت دوربین های عکاسی دیجیتال به سه رده ی : آماتور (معمولا" خانگی) ، نیمه حرفه ای و حرفه ای تقسیم می شود. اما در کل دور بین ها را می توان از نظری، به دو دسته مهم تقسیم کرد:
دوربین های اتوماتیک (خانگی)
دوربین های قابل برنامه ریزی programmable یا (SLR)
عموما"
مردمی که با عکاسی آشنایی خاصی نداردن، براین باورند
دوربینی خوبه که همه ی تنظیماتش اتوماتیک باشه و از رزولوشن خوبی
برخوردار باشه یا به گفته ی خودشون "مگا پیکسلش" بالا باشه!
در مورد یک دوربین خوب و یک دوربین ضعیف یا بد، استدلال های مختلفی
وجود داره که در اینجا به این مبحث نمی پردازیم، ولی در مورد دوبین های
SLR برای یک مبتدی باید گفت که قابلیت اساسی
این دوربین ها این است که عکاس می تواند از کلیه ی امکانات تکنولوژی
فعلی در عکاسی خود بصورت دستی استفاده کند. بزبان ساده یعنی کلیه ی
تنظیمات در دست خود عکاس می باشد، اعم از سرعت شاتر، تغییرات دیافراگم،
حساسیت ISO، تراز سفیدی، فوکوس و ... .
در عکاسی فضای آزاد یا طبیعت، در حد نیمه حرفه ای یا حرفه ای، شما نیاز به دوربین های حرفه ای و لنز های مخصوص خواهید داشت. نکته ی مهم در داشتن این دوربین ها، این است که شما بطور کامل از دوربین خود شناخت فنی داشته باشید و یا حداقل با اصول کار با این دوربین ها وارد باشید.
بخش دوم: نور سنجی و تنظیمات. بعد از شناخت کامل دوربین و آشنایی با نحوه ی عکاسی، در طبیعت باید همواره دنبال پیدا کردن زاویه ی تابش نور بر روی سوژه ی خود باشید. این زاویه در کل باید به گونه ای تنظیم شود که سوژه ی شما را روشن و بدون سایه های مزاحم کند. اگر شما در عکاسی، پشت به نور خورشید بایستید، نور کافی برای سوژه خواهید داشت و بدور از رفلکشن های مزاحم نور در لنز و تیره یا بلور شدن نور تصویر خواهید بود. (البته این لازمه ی دانش یک مبتدی است. گاهی اوقات عکاسان حرفه ای برای خلاقیت و خلق یک اثر، این گونه نمی اندیشند که البته این حد، نیاز به تمرین و تجربه ی بالایی دهم دارد)
بخش سوم: کادر بندی. این که شما فقط از یک سوژه تصویر برداری کنید، خیلی فرق می کند با این که شما از یک زاویه ی درست و با یک کادر درست عکاسی کنید. این بحث بسیار گسترده و تا حدی هم سلیقه ای می باشد. حتما" در آینده در مورد یک کادر مناسب و یک زاویه ی درست، گفت و گو خواهیم کرد، اما در ابتدا چون من فرض می کنم که شما چون آماتور هستید، کافی است به نکات زیر توجه کرده و در کارتان رعایت کنید:
محل قرار گیری شما باید نسبت به زاویه ی تابش نور تغییر کند، همان طور که گفتم در ابتدا سعی کنید که پشت به خورشید باستید.
در عکاسی از منظره، سعی کنید همیشه روبروی سوژه و در زاویه ی تمام دان، یا مساوی با سوژه قرار بگیرید.
خیلی از بالا یا خیلی از پایین عکاسی نکنید. زود است. می توانید سوژه را در کادر خود به دو نیم تقسیم و در نیمه ی بالای آن زاویه بگیرید.
موارد اضافی را از کادر خود خارج کرده و به موضوع اصلی بپردازید.
نسبت به طول و عرض سوژه ی خود، دوربین را بچرخانید طوری که تمام موضوع یا نیمی از مهمترین بخش آن در کادر باشد.
بخش چهارم، سوژه یابی. این مورد کاملا" سلیقه ای می باشد و به استعداد خود شما و خلاقیتتان بر می گردد. من فقط چند نکته ی جانبی را در شروع کار شما متذکر می شوم:
از سوژه های تکراری و بی اهمییت عکاسی نکنید، مگر برای تمرین
از سوژه های بسیار روشن عکاسی نکنید، مگر این که کاملا" به دوربین خود مسلط باشید.
از سوژه های پر جنب و جوش یا در حال حرکت عکاسی نکنید، مگر این که بلد باشید، چون لرزش سوژه در عکس شما باعث نا امیدی یا خستگیتان می شود.
از سوژه های خیلی کوچک عکاسی نکنید، مگر این که عکاسی ماکرو بدانید و لنز ماکرو داشته باشید.
سوژه های بر رنگ را انتخاب نکنید، چون هنوز با رنگ آمیزی در عکاسی آشنا نشده اید.
ترجیها" در ابتدا، سیاه و سفید عکس بگیرید. این کار به نوعی زیبا و جذاب هم خواهد بود.
سوژه های طبیعی باید تفکیک موضوع شده باشد، در غیر این صورت عکس شما شلوغ و خسته کننده خواهد بود. بطور مثال: از منظره ی آبشاری که میان درختان زیاد، سنگ ها و حیوانات زیادی قرار دارد، عکاسی نکنید، مگر این که وارد باشید، سعی کنید خود آبشار ویا بخشی از آن به همراه درختان را در کادر خود جای دهید.
سوژه های خاص را از دست ندهید و برای آنان وقت بگذارید. مثال: پروانه ای که آرام بر روی بوته ی گلی نشسته است، با این که عکاسی ماکرو بلد نیستید، ولی با یک لانگ شات یا زاویه ی بازتری هم می شود عکس زیبایی گرفت
بخش پنجم: بازی با ابزار. این بخش نیاز به دانش مفید از بخش فنی عکاسی دارد. شما باید مفاهیم اولیه عکاسی را فرا گرفته و سپس با دوربین خود آشنا شوید و این از این دو استفاده کرده و تجربه ی زیادی کسب کنید. گاهی اوقات با تغییر تنظیمات تراز سفیدی دور بین یا همان White Balance ، می توانید عکس جالبی بگیرید، یا حتی تغییر تنظیمات شاتر، با کم و زیاد کردن سرعت می توانید آثار زیبایی خلق کنید. بطور مثال: یک نوازنده ی موسیقی که خودش ثابت و دستانش متحرک است را می توانید در نظر بگیرید. با پایین آوردن سرعت شاتر و یک فوکوس خوب، می توانید دستان نوازنده را در عکس خود به گونه ای نشان دهید که انگار در عکس هم می نوازد و دستانش تکان می خورد. در بخشهای بعدی مثال عملی را در این مورد توضیح خواهم داد.
پس در کل باید بگم که عکاسی دو بخش عمده داره:
1) فنی (کار با دوربین و تجهیزات عکاسی)
2) هنری (سوژه یابی و انتقال مفهوم و خلق یک اثر ماندگار)
شما دوست عزیز، توصیه می کنم، دوربین خود را کامل بشناسید و از امکانات آن استفاده کنید. این کار دست شما را بسیار باز می گذارد و شما قادر خواهید بود، هر آنچه که در ذهنتان است را خلق کنید.